ساختمان آرت‌سنتر

نوع: عمومی و اجتماعی وضعیت: در حال اجرا مقیاس: متوسط سال: 2018 موقعیت: Tehran, Iran مساحت: 1350 Sqm

تیم طراحی: علیرضا تغابنی، هما اسدی، محمد معتمدی‌نیا، روجا عزیززاده، محمد کاهیدی، عاطفه لطف‌الهی، مرضیه نوروزی، مسعود صوفیانی تیم گرافیک: عسل کرمی، امین زرگر، سروناز رضایی، شادی بی‌طرف، مرضیه نوروزی، سروش عطارزاده تاسیسات مکانیکی: آرتا اوراسیا تاسیسات الکتریکی: آرتا اوراسیا طراحی سازه: افشین مسعودی ماکت: علی ملکی، تینا شاه‌نظری، محمدمهدی پوربساط تصویربرداری: مهدی وثوق‌نیا
← بازگشت به پروژه‌ها
ساختمان آرت‌سنتر

این پروژه مجموعه‌ای فرهنگی در زمینی بسیار کوچک و درون‌شهری، به مساحت ۲۱۸ مترمربع، در مرکز تهران است. مرکزی با فضاهای انعطاف‌پذیر و چندمنظوره برای جامعه‌ی هنرمندان مفهومی؛ فضایی برای گردهمایی، تعامل، تبادل تجربه و دیدگاه، برگزاری کارگاه‌ها و نمایشگاه‌ها و ارائه‌ی دستاوردهای کار گروهی که از همکاری با هنرمندان داخلی و بین‌المللی شکل می‌گیرد.

پروژه در بستری فرهنگی از شهر قرار گرفته است؛ ازاین‌رو می‌تواند به بستری اجتماعی برای علاقه‌مندان به هنر، انجمن‌های مختلف هنرمندان مفهومی و مکانی شاخص برای معرفی ارزش‌ها و دستاوردهای هنری به عموم مردم تبدیل شود.

حجمی اندام‌وار در میانه‌ی پروژه، به‌طور هم‌زمان سازه، وُیدها، تقسیم‌بندی فضایی و مسیرهای حرکتی را تعریف می‌کند. این حجم هم به‌عنوان راه‌حلی سازه‌ای عمل می‌کند و هم عنصری مسئله‌ساز است؛ زیرا علاوه بر پیوند‌دادن فضاهای داخلی هر طبقه در ترازهای مختلف، روابط میان آن‌ها را نیز پیچیده‌تر می‌کند.

این عنصر داخلی که به قلبی با رگ‌ها و مویرگ‌هایش شباهت دارد، هم‌زمان با تعریف فضاهای داخلی، ساختار ساختمان را شکل می‌دهد. در عین حال، در بخش‌های مختلف بنا چالش‌ها و پیچیدگی‌هایی ایجاد می‌کند. چندین قطعه‌ی بازومانند از قواعد کلی این فرم عبور می‌کنند، به دو سوی بنا امتداد می‌یابند و به‌نوعی خود را به نماها می‌رسانند تا نور طبیعی را به داخل هدایت کنند و رخدادهای درونی را به بیرون انتقال دهند. این ارگانیسم فعال داخلی، در تقابل با سطوح تخت داخلی و پوسته‌های بیرونی، هویتی دوگانه برای پروژه ایجاد می‌کند.

در لایه‌ی مفهومی دیگری، پروژه به همسایگی‌ها و بستری که در آن قرار گرفته توجه می‌کند. آنچه از ساختمان‌های قدیمی تهران در این محدوده باقی مانده، قاب پنجره‌هایی با الگوها و نقوش خاص و منحصربه‌فرد است. این قاب‌ها الزاماً شبیه یکدیگر نیستند و همگی نیز توسط معماران طراحی نشده‌اند؛ بلکه به نظر می‌رسد برخی از آن‌ها در جریان ساخت، به‌دست صنعتگران محلی طراحی و اجرا شده‌اند.

با گذشت زمان و در پی بازسازی‌های گسترده و ساخت‌وسازهای بلندمرتبه در شهر، ساختمان‌های قدیمی از سیمای شهری حذف شدند. در نتیجه، بخش قابل‌توجهی از این قاب‌های پنجره به ضایعات فلزی تبدیل شده و از بین رفتند. پرسش این است که چگونه می‌توان با روشی خلاقانه از ناپدیدشدن بخشی از آن‌ها جلوگیری کرد؟ به بیان دیگر، چگونه می‌توان با گردآوری و بازچینی این قاب‌ها، نمای پروژه را تعریف کرد؟

پروژه با بازیافت، کلاژ و کنار هم قراردادن این قاب‌های پنجره، علاوه بر کاهش هزینه‌ی اجرای نما، به پوسته‌ای شهری، نوآورانه و متمایز دست می‌یابد؛ پوسته‌ای که هر بخش آن، روایتگر تاریخ خاص خود در این محدوده از تهران است.